صفحه اول

تقاص طلبی نوستالژیک
داستان کوتاه
داستان خوانی
سیر و پرسه در متون

قلندرانه ها
پریشیده های پریشان خیالی

 

کارهایی از دوستان
عکس هایی از تنگ ارم

 

 

 

مجموعه ی الفباییی داستان فارسی
ليست وبلاگ‌های اکسير


پیوندها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حسن مصلحیانی متولد 1962 بندر بوشهر طی سال‌های متمادی کلکسیونی از نقاشی‌های جالب و بسیار شخصی مختص به خود به وجود آورده است که بخش اعظم آن نقاشی‌های اکسپرسیونیستی آبستره (تجریدی) با اندازه‌های بزرگ است و تنوعی مملو از ریتم، ساختار رنگ، بافت، ترکیب و تکنیک را به نمایش می‌گذارد. اما علی‌رغم این تنوع، آثار او همواره به واسطه‌ی یک ارتباط درونی پر رمز و راز و کیفیت بالای ثابت و دایمی قابل تشخیص است. این کیفیت، اساسا خصیصه‌های مشخصی در بر دارد. اول باید به خط (نقش)، چگونگی بازی خطوط و حرکت سازوار اشاره کرد. مصلحیانی با سرعت و بی‌اندازه با تمرکز کار می‌کند. با یک جنبش سریع در هنگام نقاشی تمام ابزار لازم را به کار می‌گیرد: قلم‌مو، کاردک، دستمال و هرآن‌چه که در آن لحظه‌ی مشخص در فرایند خلاقانه مؤثر توانند شد. منظور از این اما یک خودجوشی بی‌هدف نیست. دقیقا بر همان خودپویی هدایت شده و بی‌غل و غشی چیرگی یافته است که بیننده را تحت تأثیر قرار می‌دهد. او به شکرانه‌ی استعداد سرشار و میل مهارنشدنی‌اش به کار نقاشی موفق به تکامل فنی گردیده است که در هماهنگی قرار گرفتن حرکات خودپوی او با حرکات انعکاسی ثمره‌ی به کار بستن آن است. این حرکات به صورتی غیرارادی و ناآگانه صورت می‌گیرند، اگرچه در ضمن به خوبی هدایت و راهنمایی می‌شوند. همین است که در بیننده احساس لذت و وجد به وجود می‌آورد. به این ترتیب می‌شود خودپویی در خود حرکت را به صورتی جسمی نیز تجربه کرد. همراه با دست نامرئی جنبنده‌ای از گونه‌گونی موجود در شیوه‌ی نقاشی‌اش، از تفاوت در میزان حرکت‌ها و از تمامیت تنوع در به کار بردن رنگ به صورت ابتدائأ نرم و نازک و سپس ضخیم و خشن آگاه می‌گردیم، در حالی که تمامی آن حرکات با هم سازوارگی مشخصی را به نمایش می‌گذارند. همان سازوارگی که در ساختمان (ترکیب) رنگ نیز احساس می‌شود. مصلحیانی رنگ‌ها را به شیوه‌ای شهودی و با اعتماد به حس خود در تشخیص تخالف و هماهنگی برمی‌گزیند. آثار او به همین خاطر به شکلی اجتناب‌ناپذیر دارای خصایصی هستند که مشخصه‌ی تمامی کارهای بزرگ هنری است. همین خصوصیت این احساس را در بیننده به وجود می‌آورد که محصول کار هنرمند چیزی جر این نمی‌توانست بوده باشد.

تا این‌جا به جنبه‌ی استیلی نقاشی‌های مصلحیانی پرداخته شد. برای او اما برجستگی کار (تصویرپردازی) و خودپویی هدفی درخود نیست. تمامی جوانب کار او در خدمت عنصر مهم دیگری در کار هنری و شاید بتوان گفت مهمترین آن‌ها در خیال‌پردازی است. این‌جا است که به مفهوم کلیدی در کار و استادی او می‌رسیم. آن ترکیب آزادمنشی و هدفمندی که مشخصه‌ی کار او است توسط قدرت تصوری راهبری می‌شود که اساس تمامی فراشد را شکل می‌بخشد. به نظر می‌رسد که هنرمند خود را در همان حال که مشغول نقاشی است در توصیف به حرکت درمی‌آورد. او همان محصول کارش است. او و محصول کارش یکی هستند. مشکل بتوان بنابر تعریف این روش را توضیح داد، اما این احساس به آدم دست می‌دهد که اثر هنری نه این که ساخته شده باشد، بلکه در یک پروسه‌ی شدن خلق شده است. همین تجربه در هنگام خواندن تصویرهای به نظم کشیده شده به انسان دست می‌دهد. تنها به تصویر کشیدنی چنین خالص در تجربه‌ی دنیای پیرامون است که یکی شدن او با محصول کارش را به جای تولید یک کالا امکانپذیر می‌کند. این تفاوت کار او است با هنرمندان کم‌بضاعتی که کارشان چیزی نیست جز مجموعه‌ای از زیر مجموعه‌هایی که در کنار هم نهاده می‌شوند تا در نهایت به صورت تصاویری جمع بسته شوند.

 

اما آن تصاویری که اساس کار نقاشی مصلحیانی را شکل می‌دهند چه گونه تصاویری هستند؟

وسوسه‌انگیز بودن نقاشی‌های او در این است که در آن‌ها می‌توان شب‌های شفاف و بلورین پر از ستاره‌ی ایران، حرکات مواج تیره‌ی دریا که نقاش در عنفوان جوانی‌اش از بام خانه‌ی پدری مشاهده می‌کرد، گلزارهایی که در هنگام بهار به ناگهان دشت‌های کوهستانی لخت ایران را رنگ‌آمیزی می‌کنند و یا نقش‌های مالامال تزیینی فرش‌های شرقی را روئیت کرد. تمامی این‌چنین این‌همانی‌ها و خیلی بیشتر از این‌ها را می‌توان در نقاشی‌های او دید. اما این‌ها همه جلوه‌هایی از آن راز نهفته‌ای است که می‌باید عمیق‌تر آن را جست. آن‌چه که مصلحیانی به شیوه‌ای جادویی با قدرت خیال خود تصویر می‌کند چیزی جز خود زندگی نیست، همان سرچشمه‌ی زلال زندگی، اسرارآمیز است و دست‌نیافتنی. در این نقاشی‌ها انسان نبض زندگی را تجربه می‌کند. این هدف مورد نظر مصلحیانی است که سازش‌ناپذیر در راه آن تلاش می‌کند. او آن‌چه را که در خدمت این هدف قرار نمی‌گیرد به کناری می‌نهد. شیوه‌ای شکل‌گرایانه و تزیینی که اشیاء و چیزها را مرزبندی کرده و نامگذاری می‌کند برای او محدود و دست و پا گیر است و بیش از اندازه خاص و ویژه.

مصلحیانی در هر نقاشی به شکلی کوتاه و فشرده زندگی خود را به تصویر می‌کشد، یا بالاتر از این: زندگی را در تمامیت آن. بزرگی اندازه‌ی نقاشی‌های او دعوتی است از بیننده تا خود را در فضای تخیلی نقاش گم کند. در حالی که مشاهده‌گر در این نقاشی‌های مالامال از انرژی به سیر و سیاحت می‌پردازد، به آن آزادی دست پیدا می‌کند که در زندگی روزمره به ندرت دست‌یافتنی است. آن آزادی در تجربه‌ی زندگی به شکلی خالص و ناب.

 

ارنست کورپرس‌هوک

برگردان: امیر جلوه