داستان کوتاه
داستان بلند
داستان‌خوانی

ــــــــــــــــــــــــــــــــ
تقاص‌طلبی نوستالژیک
قلندرانه‌ها
سیر و پرسه در متون
پریشیده‌های پریشان‌خیالی
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
سفر بازگشت
پرده خوانی ها
از موسا تا محمد

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــ

ماه سو
حسن مصلحیانی
کلمات: اکبر سردوزامی

وحید گل بهاری
دوات: رضا قاسمی
نسیم خاکسار
کوشیار پارسی
چند کار از رضا دانشور
موسیقی بوشهری
موسیقی بندری ــ هرمزگان
موسیقی قشقایی

ليست وبلاگ‌های اکسير
ـــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــ

عکس هایی از تتگ ارم...

کارهای از دوستان
پیوندها
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یادداشت
تماس

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

www.sardouzami.com

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

نسخه ی چاپی

 

داستان چه بود داروک؟

 

«پدر من‌ اَراميِ‌ای آواره‌ بود، و با عددي‌ قليل‌ به‌ مصر فرود شده‌، در آنجا غربت‌ پذيرفت‌، و در آنجا امتي‌ بزرگ‌ و عظيم‌ و كثير شد. و مصريان‌ با ما بدرفتاري‌ نموده‌، ما را ذليل‌ ساختند، و بندگي‌ سخت‌ بر ما نهادند. و چون‌ نزد يَهُوَه‌، خداي‌ پدران‌ خود، فرياد برآورديم‌،  خداوند  آواز ما را شنيد و مشقت‌ و محنت‌ و تنگي‌ ما را ديد. و  خداوند  ما را از مصر به‌ دست‌ قوي‌ و بازوي‌ افراشته‌ و خوف‌ عظيم‌، و با آيات‌ و معجزات‌ بيرون‌ آورد. و ما را به‌ اين‌ مكان‌ درآورده‌، اين‌ زمين‌ را، زميني‌ كه‌ به‌ شير و شهد جاري‌ است‌ به‌ ما بخشيد.»  ‌‌

 

این‌جا که رسیدم باز دیدم که آمدی و شدی. دیشب هم دیدمت که آمدی. چه وقت درست نمی‌دانم. گفتم با آن خرابی و خط در خانه که گفته بودی شاید آمدی سری به کافی‌نتی، جایی بزنی و کارت را راه بیندازی. دو سه دقیقه پیش آمدم یکی دو جمله با پیامک بگذارم. پیامبر پیام را خورد و درآمد که: Sory! I am afraid...

 

حالا نشسته‌ام:

دار

داروگ: دار وگ

داروق: دار وق

قور

قور ِ وگ

قورِ باغی

قورباغه. چیزی میان باغی و باغلی.

 

شد؟ وگ را نیما به آستان نام نشاند.

ــ دار وگ کی می‌رسد باران؟

 

وگ ما درختی بود، اما پای درخت بود، باغی بود. آن‌قدر بر سر شاخه‌های دار بالا نمی‌رفت که به ابرها نزدیک‌تر شود و وضع باران را گزارش کند.

 

دار: یکی‌اش دارایی است، یکی جهان، یکی هم جای‌گاه جان. همان که من از تو دارم. در دار باهم‌ایم، تو دار وگی و من دار سرم. دار را بگیر همان که من گرفته‌ام و گرنه خوب بلدم بپیچان‌ام‌‌ات در پیچانده‌هایم به کوچه‌هایی که هیچ پیچ و خم ندارند.

 

دار: مطلق درخت:

بزد بر در دژ دو دار بلند، فروهشت از دار پیچان کمان.

 

دار: به معنی خانه باشد:

دنیا پلی ره‌گذر دار آخرت، اهل تمیز خانه نگیرند در پلی.

 

دار: دارنده باشد. سردار. دارنده‌ی سر.

دار: داریکه  در گیر می‌رود، گیر و دار:

آن همه هیچ است تو را چو می‌بگذارد، تخت و بخت و امر و نهی و گیر و دار.

 

«فرهنگ‌لغت»های گنده هیچ اشارات به این دار نکرده‌اند. تماشا کن:

 

 

دار: درخت. میوه‌دار یا بی‌میوه. هم نگاه کن به سپیددار و سرخ‌دار.

آها: این‌جا ولی نوشته‌اند:

دار: چوبی بلند که ته آن را بر زمین فرو می‌کنند و بر سر آن ریسمان و حلقه می‌بندند و محکوم‌ها را حلق‌آویز می‌کنند.

دار هم خانه است، سرا.

دار در پایان نام به معنی دارنده است: دارنده‌ی دار؟

 

داروگ:

ــ یکی‌اش داروگ ندارد.

ــ آن یکی که دارد؟

ــ داروگ: هم به داروکده حواله داد و داروگ را نداد.

وگ

وق

قور

باغ

 

ــ باغ اول:

ــ اول باغ: باغ: بستان. روضه. جمع عربی بیغان:

دگر شارسان برکه‌ی اردشیر، پر از باغ و پر گلشن و آب‌گیر.

 

باغ: باغ ارم. زمینی که دور آن را دیوار کرده و انواع درخت‌ها در آن کاشته باشند.

 

وگ:

وگ: وک. بک. غوک. وزغ.

 

وق:

وق: در «فرهنگ لغت» نیامده است اما در گفتار عامیانه به معنای وق‌زدن است. خبر دادن از این‌که بوق بوق من مشکلی دارم.

 

قور:

قور: کمی کج اش کنی سرت را به قورخانه‌ی قدرت سیاست‌مدارهای امروز باز می‌کند. اما هم فرموده اند به غورباغه نگاه کنید.

 

پس: غورباغه

غور باغه:

غور: از غوُر فرموده است که غرق شدن است. دیگری غوره است. و ما اهل شرابیم. اما غورباغه: قورباغه. جانوری است از رده‌ی دوزیستی‌ها، در آب تخم می‌ریزد، بچه‌اش وقتی از تخم بیرون می‌آید دست و پا ندارد و دارای سر بزرگ و دم دراز است. بعد تغییر شکل می‌دهد و دست و پا پیدا می‌کند. آن‌وقت می‌تواند در خشکی هم حرکت کند.

در زمستان در میان لجن می‌خوابد و چیزی نمی‌خورد.

از بدن خود مایع رقیقی افراز می‌کند که سمی است و نباید به آن دست زد.

وک و وزغ و غوک و چغز و کلا هم گفته اند:

 

وغ در «لغت‌نامه» نیست. اما وغا شور و غوغای در جنگ را هم گفته اند.

 

داستان چه بود داروگ؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

tangeeram@yahoo.com

This is Sardar Salehi`s non-commercial site