صفحه ی اول

 

 

 


 

نسخه ی پی دی اف

پاره‌ای از کتاب مقدس: سفر تثنیه

 

رساله‌ی موساــ 2

 

 

شخص بیضه‌کوبیده شده و آلت بریده داخل جماعت خداوند نشود. حرام‌زاده داخل جماعت خداوند نشود. حتا پشت دهم احدی از او داخل جماعت خداوند نشود. عمونی و موآبی داخل جماعت خداوند نشود. حتا تا پشت دهم احدی از ایشان هرگز داخل جماعت خداوند نشود. زیرا وقتی که شما از مصر بیرون آمدید شما را در راه به نان و آب پیشباز نیامدند و از این جهت که بلعام بن باعور را از فغور ارام نهرین اجیر کردند تا تو را لعنت کند. لیکن خدایت یه‌هوه نخواست بلعام را بشنود. پس خدایت یه‌هوه لعنت را به جهت او به برکت تبدیل کرد. چون که یه‌هوه خدایت تو را دوست می‌داشت. ابدا در تمامی عمرت جویای خیریت و سعادت ایشان نباش. ادومی را دشمن ندار چون که برادر تو است. مصری را دشمن ندار چون که در زمین وی غریب بودی. اولادی که از ایشان زاییده شوند از پشت سوم داخل جماعت خداوند شوند.

 

چون در اردو به مقابله‌ی دشمنانت بیرون روی روی خویش را از هرچیز بد نگاه دار. اگر در میان شما کسی باشد که از احتلام شب نجس شود از اردو بیرون رود و داخل اردو نشود. چون شب نزدیک شود به آب غسل کند و چون آفتاب غروب کند داخل اردو شود.

 

تو را مکانی باشد بیرون اردو تا به آن‌جا صحرا روی. و در میان اسباب تو میخی باشد. چون بیرون می‌نشینی با آن بکن و برگشته فضله‌ی خود را از آن بپوشان. زیرا یه‌هوه خدایت در میان اردوی تو می‌خرامد تا تو را رهایی داده و دشمنانت را به تو تسلیم نماید. پس اردوی تو مقدس باشد مبادا چیزی پلید در میان تو دیده از تو روی برگرداند.

 

غلامی را که از آقای خود نزد تو بگریزد به آقایش نسپار. با تو در میان تو در مکانی که برگزند در یکی از شهرهای تو که به نظرش پسند آید ساکن شود و بر او جفا نکن.

 

از دختران اسرائیل فاحشه نباشد و از پسرن اسرئیل لواطی نباشد.

 

اجرت فاحشه و قیمت سگ را برای هیچ نذری به خانه‌ی یه‌هوه خدایت نیاور زیرا که این هردو نزد یه‌هوه خدایت مکروه است.

 

برادر خود را به سود قرض نده. نه به سود نقره، نه به سود آذوقه، نه به سود هرچیزی که به سود داده می‌شود. غریب را می‌توانی به سود قرض بدهی اما برادر خود را به سود قرض نده تا یه‌هوه خدایت در زمینی که برای تصرفش داخل آن می‌شوی تو را به هرچه که دستت را بر آن دراز می‌کنی برکت دهد.

 

چون برای یه‌هوه خدایت نذری می‌کنی در وفای آن تأخیر نکن زیرا یه‌هوه خدایت البته آن را از تو مطالبه خواهد کرد و برای تو گناه خواهد بود. اما اگر از نذر کردن ابا نمایی تو را گناه نخواهد بود. آن‌چه را از دهانت بیرون آید هوشیار باش که به‌جا آوری موافق آن‌چه برای یه‌هوه خدایت از اراده‌ی خود نذر کرده‌ای و به زبان خودت گفته‌ای.

 

چون به تاکستان همسایه‌ی خود درآیی از انگور هرچه می‌خواهی به سیری بخور اما در ظرف خود هیچ مگذار.

 

چون به کشتزار همسایه‌ی خود داخل شوی خوشه‌ها را به دست خود بچین اما داس بر کشت همسایه‌ی خود نگذار.

 

چون کسی زنی گرفته به نکاح خود درآورد اگر در نظر او پسند نیاید از این که چیزی ناشایست در او بیابد آن‌گاه طلاق‌نامه نوشته به دستش دهد و او را از خانه‌اش رها کند و از خانه‌ی او روانه شده برود و زن دیگری شود. اگر شوهر دیگر نیز او را مکروه دارد و طلاق‌نامه نوشته به دستش دهد و او را از خانه رها کند یا اگر شوهری دیگر که او را به زنی گرفته است بمیرد شوهر اول که او را رها کرده است نمی‌تواند دوباره او را به نکاح خود درآورد بعد از آن‌که ناپاک شده است زیرا این به نظر خداوند مکروه است. پس به زمینی که یه‌هوه خدایت تو را به ملکیت می‌دهد گناه نیاور.

 

چون کسی زن تازه بگیرد در لشکر بیرون نرود و هیچ کار به او تکلیف نشود تا یک سال در خانه‌ی خود آزاد بماند و زنی را که گرفته است مسرور سازد.

 

هیچ کس آسیا یا سنگ بالایی آن را به گرو نگیرد. زیرا جان را به گرو گرفته است.

 

چون محصول خود را در مزرعه‌ی خویش درو کنی و در مزرعه بافه‌ای را فراموش کنی برای برداشتن آن برنگرد. برای غریب و یتیم و بیوه‌زن باشد تا یه‌هوه خدایت تو را در همه‌ی کارهای دستت برکت دهد.

 

چون زیتون خود را بتکانی بار دیگر شاخه‌ها را نتکان. برای غریب و یتیم و بیوه‌زن باشد.

 

چون انگور تاکستان خود را بچینی بار دیگر آن را نچین. برای غریب و یتیم و بیوه‌زن باشد. و به یاد آور که در زمین مصر غلام بودی. بنابراین تو را امر می‌کنم که این کار را معمول داری.

 

اگر در میان مردم مرافعه باشد و به محاکمه آیند و در میان ایشان داوری نمایند عادل را عادل بشمارند و شریر را ملزم سازند. و اگر شریر مستوجب تازیانه باشد آن‌گاه داور او را بخواباند و حکم دهد تا او را موافق شرارتش به حضور خود، به شماره بزنند. چهل تازیانه او را بزند و زیاد نکند مبادا اگر از این زیاد کرده تازیانه‌ی بسیار زند برادرت در نظر تو خوار شود.

 

دهن گاو را وقتی که خرمن را خورد می‌کند نبند.

 

اگر برادرها با هم ساکن باشند و یکی از آن‌ها بی‌اولاد بمیرد پس زن متوفی خارج به شخص بی‌گانه داده نشود بلکه برادر شوهرش با او درآمده او را به زنی بگیرد و حق برادر شوهری را با او به جا آورد و نخست‌زاده‌ای که بزاید به نام برادر متوفای او وارث گردد تا نامش از اسرائیل محو نشد. اگر آن مرد به گرفتن زن برادرش راضی نشود آن‌گاه زن برادرش به دروازه نزد مشایخ برود و گوید برادر شوهر من برپا داشتن نام برادر خود در اسرائیل را انکار می‌کند و از به‌جا آوردن حق برادرشوهری با من ابا می‌کند. پس مشایخ شهر او را طلبیده با وی گفت و گو کنند و اگر اصرار کرده بگوید نمی‌خواهم او را بگیرم زن برادرش نزد وی آمده به حضور مشایخ کفش او را از پایش بکند و به رویش آب دهن بیندازد و در جواب گوید با کسی که خانه‌ی برادر خود را بنا نکند چنین کرده شود و نام او در اسرائیل خانه‌ی کفش‌کن خوانده شود.

 

اگر دو شخص با یکدیگر منازعه کنند و زن یکی پیش آید تا شوهر خود را از دست زننده‌اش رها کند و دست خود را دراز کرده عورت او را بگیرد پس دست او را قطع کن و چشم تو بر او ترحم نکند.

 

 

 

 

   

 

 

tangeeram@yahoo.com

This is Sardar Salehi`s non-commercial site